تبليغاتX
من،دختر بابام
من،دختر بابام
ما از تبار کوروش و فرزند جمشیدیم / پیروز بی برده ، بت نپرستیدیم

 

  کاربر مهمان، خوش آمديد!
       

 

 

 

 

 
 

((ایرانی زانو نمی زند حتی اگر سقف اسمان از او کوتاه تر باشد))

ایمیل مدیر : dellfree.20@gmail.com

 

 

 
 

 

 

 

 

 

 
Online User
 


 
 
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ جمعه 20 آبان1390  
 
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‌ای
گفت یا آب است یا خاک است یا پروانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو این عمر چیست ؟
گفت یا برق است یا باد است یا افسانه‌ای!
گفتمش اینها که می بینی چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند یا مستند یا دیوانه‌ای!
گفتمش احوال عمرم را پس از مردن بگو؟
گفت یا باغ است یا نار است یا ویرانه‌ای!
"ابوسعید ابوالخیر


 
 
 




 
 
چگونـه شـادتر زنـدگی کنیـم؟
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ یکشنبه 24 اردیبهشت1391  
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در این مقاله به نقش "فعالیت‌های اجتماعی" در حفظ سلامت، از جمله سلامت مغز می‌پردازیم. چراکه انسان از لحاظ جسمی به گونه ای آفریده شده که نیازمند و ناگزیر به در گیر بودن و مشغول بودن است. در واقع انسان زمانی یک زندگی سالم و طولانی خواهد داشت که در حال فعالیت باشد. هر عضوی که به کار گرفته نشود، از بین خواهد رفت. این در حالی است که انسان امروز ارزشی بیش از اندازه برای "راحتی و آسایش" قائل شده که بخش زیادی از مشکلات و بیماری‌ها ناشی از همین راحت طلبی است. راحتی بیش از اندازه و بی‌تحرکی نه تنها کسالت بار است، بلکه به بی‌تحرکی مغز هم می‌انجامد. بد نیست بدانید که جرج برنارد شاو در سن ۷۰ سالگی جایزه نوبل را برد. بنجامین فرانکلین تعدادی از بهترین آثار خود را در ۸۴ سالگی نوشت و پیکاسو در دهه ۸۰ زندگی قلم بر بوم گذاشت. پس برای آنکه بتوانید در اوج توانایی و در بهترین شرایط جسمی و روانی بسر برید، باید در میدان کار و عمل باشید.

:: فعالیت اجتماعی

انسان از لحاظ روانی یک مخلوق اجتماعی است و برایش مهم است که در اجتماع و زندگی نقشی داشته باشد تا احساس موفقیت و سودمندی بیشتری کند، عزت و اعتماد به نفسش تقویت شود، رشد روحی عاطفی و اجتماعی یابد، احساس تنهایی و ناتوانی نکرده و بتواند به بهترین نحو ممکن با مسائل برخورد و آنها را حل کند. نتیجه اینکه در هر سنی فعالیت اجتماعی برای حفظ سلامت بدن لازم است. حتی افزایش سن و پیری نیز نباید منجر به دوری از اجتماع گردد. این در حالی است که برخی افراد با رسیدن به سن بازنشستگی یا سالمندی از کار و اجتماع دور شده و نشستن روی صندلی و ماندن در خانه را ترجیح می‌دهند و برخی دیگر فعالیتی را جایگزین کار قبلی نموده و همچنان در نقش‌های متعدد اجتماعی درگیر شده و این چنین احساس رضایت می‌کنند. وقتی برای انجام کاری از ظرفیت‌های جسمی و روانی خود استفاده کنید، مغز کارایی خود را حفظ خواهد کرد؛ وگرنه با گذشت زمان ناتوان‌تر خواهید شد.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
,,,
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ جمعه 15 اردیبهشت1391  
 
800x600

 

من از رگبار هذیان در تب پاییز می ترسم
از این اسطوره های از تهی لبریز می ترسم

به شب تندیس هایی دیدم از تاریخ شمع آجین
به صبح از خوابگرد روح وهم انگیز می ترسم

برایم آنقدر از گزمه های شهر شب گفتند
کزین همسایگان از سایه ی خود نیز می ترسم

حقیقت واژه ی تلخیست در قاموس ناپاکان
من از نقش حقیقتهای حلق آویز می ترسم

نمی ترسند از ما و من، این تاراجگر مردم
به تاراج آمدند ،این ناکسان ، برخیز، می ترسم


 
 
 




 
 
فرمانروای بادها
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 11 اردیبهشت1391  
 

یک ایده عجیب و خلاقانه. از 310 تیوب استیل ساخته شده و در فضای باز نصب می‌شود. با کوچکترین تغییر آسمان و وزش باد صدای زوزه و آهنگ باد بلند می‌شود. این مجسمه هوشمند در پارکی در لندن قرار داده شده است.


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


منبع : خوارزمی


 
 
 




 
 
زن که باشی
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت1391  
 


گاهی دلت از زنانگی می گيرد

ميخواهی كودك باشی

دختر بچه ای كه

به هر بهانه اي به آغوشی پناه مي برد

و آسوده اشك می ريزد

زن كه باشی

بايد بغض هاي زيادي را بي صدا دفن كنی


 
 
 




 
 
چقد سخته...
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت1391  
 


چـــقدر سخــته ،

زن بــاشی ......

و بخـــوای بـه یـه مــــرد ،

مـــردونگی یـــاد بـــدی

 
 
 




 
 
روز معمار مبارک
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 4 اردیبهشت1391  
 

معمار همان است که از عشق بنا ساخت

باقی همه طراحی غفلت بود و هندسه ی درد

 

 سوم اردیبهشت سالروز تولد معمار نابغه، شیخ بهایی و روز معمار بر همه ی معماران اصیل این سرزمین مبارک باد.

 *روز معمار بر مهرازان آتلیه 6 مبارک *


 
 
 




 
 
به مناسبت تولد اسطوره سینما
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ سه شنبه 29 فروردین1391  
 

 

به مناسبت تولد اسطوره سینما

«چارلز اسپنسر چاپلین»

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌
 
 
 
 لبخند بزن!
بدون انتظار پاسخی از دنیا ،
بدان روزی دنیا انقدر شرمنده می شود
که به جای پاسخ لبخند ،
با تمام سازهایت می رقصد ...




 
 
 




 
 
ایران در چه زمینه هائی مقام اول را در جهان دارد ؟
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 28 فروردین1391  
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


هرچند متاسفانه در بسیاری از پارامترهای مثبت در رده آخرین کشورهای دنیا و در بسیاری از گزینه های منفی در رده اولین های دنیا هستیم؛ اما در برخی زمینه های قابل توجه هم رتبه مناسبی در دنیا داریم که دونستنش برای حفظ روحیه مان خوبه بطوریکه بر اساس یک پژوهش صورت گرفته، کشور ایران در موارد مورد اشاره در زیر صاحب رکورد اولین ها در کتاب گینس است.

با این امید که با تلاش و کوشش و اعتماد به نفس و علاقه به حفظ داشته های مثبت ملی میزان موارد مثبت را روز به روز بیشتر کنیم و ایران را بگونه ای بسازیم که سربلندی نسل های آینده را موجب شود.


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
هیچ می دانید آخرین زنگ دنیا کی می خورد؟!
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ یکشنبه 27 فروردین1391  
 


خدا می داند، ولی ...

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه می شود تقلب کرد
و نه می شود سر شخصی را کلاه گذاشت

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش از یک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود!

... و آن روز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال سختی بود

سوالی که بیش از یکبار نمی توان به آن پاسخ داد

خدا کند آن روز که آخرین زنگ دنیا میخورد، روی تخته سیاه قیامت
اسم ما را در لیست خوب ها بنویسند

خدا کند حواسمان بوده باشد و زنگهای تفریح
آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات را از یاد برده باشیم

خدا کند که دفتر زندگیمان را زیبا جلد کرده باشیم

و سعی ما بر این بوده باشد که نیکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنیم

و بدانیم که دفتر دنیا چرک نویسی بیش نیست

چرا که ترسیم عشق حقیقی در دفتری دیگر است


 
 
 




 
 
داستان میوه و بچه و صاحب خانه ...!
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ پنجشنبه 24 فروردین1391  
 
 

رفته بودیم به دیدن یکی از افراد فامیل. قبلا هم تلفنی نزول بلا را که از خراب شدن سقف فقط یک درجه قابل تحمل تر بود، به اطلاع میزبانان که زن و شوهر و دو سه بچه بودند، رسانده بودیم. صاحبخانه با آنکه آدم تردستی بود، آب از دستش نمی چکید….

 
حاضر بود سرش بشکند و گوشه نرخ و نانش نشکند. انوری، شاعر قصیده سرا و سخنور توانای قرن ششم هجری، این قطعه دوبیتی را در وصف هیچ کس مناسب تر از او نمی توانست بگوید: «خوان خواجه کعبه است و نان او بیت الحرام/ نیک بنگر تا به کعبه جز به رنج تن رسی… بر نبشته بر کنار خوان او خطی سیاه:/ لم تکونوا بالغیه الا بشق الانفس» (مصراع آخر برگرفته از عبارت قرآنی است که ترجمه اش این است: جز با به رنج انداختن تن و جان خویش به آن نمی توانید رسید).

باری، مانند معدود سخت کوشانی که فاتح اورستند، در آن دژ تسخیرناپذیر راه یافتیم و از


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
نظر شما درمورد این جمله گاندی چیست ؟
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ پنجشنبه 24 فروردین1391  
 

 

 
درد من تنهایی نیست؛ بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت؛ بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این حماقت را حکمت خداوند می نامند.

گاندی


 
 
 




 
 
منـم زیبــا
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 23 فروردین1391  
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.persian-star.net

که زیبا بنده ام را دوست میدارم

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان

رهایت من نخواهم کرد

رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود

تو غیر از من چه میجویی؟

تو با هر کس به غیر از من چه میگویی؟


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ جمعه 19 اسفند1390  
 


امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!


ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...


دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!


حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!


یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!


تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...


 
 
 




 
 
رمـز عاشـقی ...
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 17 اسفند1390  
 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد




  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
مورچه و سلیمان
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 17 اسفند1390  
 

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 
 
 




 
 
پـای صحبـت های برنــارد شـاو ...
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 15 اسفند1390  
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

حاضر جوابی های جورج برنارد شاو


روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: "شما برای چی می نویسید استاد؟" برنارد شاو جواب داد: "برای یک لقمه نان"
نویسنده جوان برآشفت که: "متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!"
و برنارد شاو گفت: "عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم!"

روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت و گفت:
آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است!
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
یـک لبخنـد تا خوشبـختی راهـست
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ دوشنبه 15 اسفند1390  
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آیا شما واقعا خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به این سوال پاسخ دهیم. و اینکه آیا خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟

حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ​۹۱ خوشبخت تر از سال قبل باشید. این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید.

همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم. گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همینطور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم. اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید.


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
شما یادتون نمی آید...!
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ شنبه 6 اسفند1390  
 

حتما بقیه اش رو هم ببینید


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
دیکطه
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ شنبه 6 اسفند1390  
 

ما واسه صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
واسه این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
واسه این ۲ تا: هـ، ح
واسه این ۲ تا: ق، غ
واسه این ۲ تا: ء، ع
واسه این ۳ تا: ث، س، ص
و واسه این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟



 
 
 




 
 
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ شنبه 6 اسفند1390  
 


آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشم‌انداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی در مورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند. اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.

در اکثر موقعیت‌ها، تصویر و ظاهر شما بخشی از چیزی نیست که توصیف‌کننده شماست؛ بلکه همه آن چیزی است که شما را توصیف می‌کند. کسانیکه چیزی در مورد شما نمی‌دانند با تنها اطلاعاتی که در دست دارند جای خالی‌ها را پر می‌کنند، و آن چیزی نیست جز آنچه از رفتار و کردار شما می‌بینند. صرفنظر از فکری که شما در مورد خودتان دارید، یک عادت اجتماعی بد می‌تواند معیار فکر دیگران نسبت به شما شود: هر کسی که ببیند شما غذایتان را با دهان باز می‌جوید خیلی قبل از اینکه شغل یا تخصص شما را به خاطر بسپارد، آنرا به یاد خواهد آورد.

1. معرفی نکردن افراد : چه در یک موقعیت شغلی باشید و چه اجتماعی، اگر فراموش کنید که دو نفر را به هم معرفی کنید، بسیار زشت و ناشیانه به نظر خواهد رسید زیرا شما تنها آشنای مشترک آنها هستید. قوانین پذیرفته شده‌ای برای نحوه معرفی کردن حرفه‌ای وجود دارد (مثل اول گفتن نام فردی که از نظر حرفه‌ای مقام بالاتری دارد)، اما هیچکدام از آنها به اندازه اینکه یادتان نرود آنها را به هم معرفی کنید، مهم نیست.

2.
تکان ندادن به خود برای تلفنی حرف زدن : تقریباً در همه موقعیت‌های اجتماعی، آنهایی که در اتاق شما شریک هستند بیشتر از کسی که به شما زنگ یا پیامک می‌زند، مستحق توجه شماست. این مسئله وقتی سر میز شام یا موقعیت شخصی مشابهی هستید، قابل‌توجه‌تر خواهد بود اما برای هر موقعیتی که تنها نباشید صدق می‌کند. حتی اگر با افرادی کاملاً غریبه در یک صف ایستاده باشید، سعی کنید تا جایی که ممکن است تماس تلفنیتان را برای خودتان نگه دارید
.


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
یـک روز از روزهـای خـدا
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 3 اسفند1390  
 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

دیروز صبح که از خواب بیدار شدی،
نگاهت می‌کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،



حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی.
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.



وقتی داشتی این طرف و آن طرف می‌دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم
چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛
اما تو خیلی مشغول بودی.
یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.



بعد دیدمت که از جا پریدی.
خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛
اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی ...


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
بدون شرح
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 3 اسفند1390  
 

بنـــــواز پیرمرد، شاید آن آهنِ پشتِ سرت از شرمِ صدای سازت آب شود

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


 
 
 




 
 
چه بخـوریم که خوش به حـالمان شود ؟
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ شنبه 29 بهمن1390  
 



گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


اگر حسابی اعصاب‌تان به هم ریخته، موز بخورید

زمانی كه دیدید دكمه‌های لباس‌تان درست بسته نمی‌شوند، بروید سراغ موز. تحقیقات نشان داده یك موز متوسط 105 كالری و فقط 14 گرم قند دارد. همین مقدار شما را سیر كرده و قند خون را به شكل ملایمی بالا می‌برد. در ضمن همین موز 30 درصد ویتامین B6 مورد نیاز روزانه را تامین می‌كند. این ویتامین باعث می‌شود مقدار سروتونین تولید شده مغز اندكی افزایش یافته و توان مقابله با شرایط دشوار و اضطراب‌ها را در شما افزایش می‌دهد.


اگر می‌خواهید کلیه تان سنگ نسازد، زرد‌آلود بخورید

هشت عدد زرد‌آلوی خشك حاوی 2 گرم فیبر و فقط 3 میلی‌گرم سدیم و 325 میلی‌گرم پتاسیم است كه همه این‌ها كمك می‌كنند مواد معدنی در ادرار تجمع پیدا نكرده و از تشكیل سنگ‌های اگزالات كلسیم جلوگیری شود. این سنگ‌ها شایع‌ترین نوع سنگ‌های كلیوی هستند. برای در امان ماندن از سنگ كلیه به‌خصوص اگر سابقه‌اش را دارید بقیه میان وعده‌ها را حذف كنید و برگه زردآلو بخورید.


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
آن چه با پول نمی توان خرید
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ شنبه 29 بهمن1390  
 
مجله موفقیت: شما فرد ثروتمندی نیستید مگر این که مالک چیزی باشید که با پول نمی توان آن را خرید. «گرت بروکس»



*مفهوم واقعی عشق: گرمای حاصل از عشق سال ها زندگی مشترک با کسی که می دانید انتخاب مناسبی برای شما بوده است.

*زیبایی: چراکه زیبایی در چشم بیننده است.

*دوستی حقیقی: دوست شما هرچقدر ضعیف و ناتوان باشد سمت شما ایستاده و زمانی که به جز او هیچ کس را ندارید از شما جانبداری می کند.

*آرامش خاطر: که آن را تنها با صداقت قلبی می توان به دست آورد.

*نگاه یک فرد تازه کار: که هرگز دیگر مانند بار اول نخواهند بود.

*لذت تعریف کردن یک ماجرای جالب و واقعی: یکی از وسوسه انگیزترین نقش هایی که در زندگی بازی می کنیم نقش یک قصه گوست. کمتر چیزی هست که به اندازه تعریف کردن یک داستان یا ماجرای جالب لذت داشته باشد.

  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
جشن باستانی سپندارمزگان (روز عشق آریایی)
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ شنبه 29 بهمن1390  
 


 

جشن سپندارمزگان به جای ولنتاین!



 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ايران ويج ‌


والنتاین (۲۶ بهمن) یا سپندار مذگان (۲۹ بهمن) چند سالی است نزدیک ۲۶ بهمن ماه (۱۴ فوریه) که می شود هیاهو و هیجان را در خیابان ها می بینیم. مغازه های کالاهای فانتزی شلوغ می شود.

روز پنجم هر ماه موسوم است به " سپنته آرمئیتی" که چهارمین امشاسپند در دین زرتشت است، که در پهلوی "سپندازمذ" گفته شده که به معنی فروتنی است.

سپندارمذ، روز پنجم هرماه و ماه دوازدهم سال است. پس درسپندارمذ روز ماه سپندارمذ جشنی بوده .(پنجم اسفند)

نكته ايران ويج : در تاريخ ايران روز هاي هر ماه 30 روزه بود و هر روز نامي براي خود داشت پس از ورود دين مبين اسلام ايام هفته هم به تقويم ايران اضافه شد اما همانطور كه ميدونيد بعضي از ماه ها 31 روزه هستند و چون ما 6 ماه 31 روزه داريم در اصل هر ماهي 1 روز اضافه شده پس 5 اسفند رو ميبايست 6 روز برگشت به عقب تا در زمان درست آن به تقويم شمسي ما برگزار گردد.

از طرفی چون این امشاسپند سومین امشاسپند بانو ست و به دلیل مقام بزرگی که زن در کیش مهر دارد این روز به نام و مخصوص زنان بوده.

جشنی که در این روز برگذار می شده به " سپندارمزگان" معروف است. نامهای دیگر آن "مردگیران" ، مژدگیران" می باشد.

ابوریحان بیرونی می نویسد : "اسفندارمذ ایزد موکل بر زمین و ایزد حامی و نگهبان زنان پارسا و درستکار است. به همین مناسبت این روز عید زنان به شمار می رود." و در زمان ابوریحان این رسم وجود داشته


 
 
 




 
 
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ پنجشنبه 27 بهمن1390  
 


 
 

با شکست رو به رو شو

آیا سخت در حال تلاش هستی؟

بپرس " آیا این درست است؟ "


سرگذشت خودت یا تفکراتت

" آیا این کاملا درست است؟ "


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
دوستت دارم به 24 زبان زنده دنيا
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ پنجشنبه 27 بهمن1390  
 


 


1- افغاني ………..صدقه تو شونوم!………….!Sadghe to shonom

2- انگليسي ……………..آي لاو يو!……………………!I love you

3- ايتاليايي …………………تي آمو!……………………..!Ti amo

4- اسپانيايي …………….ته کويرو !………………………!Te quiro

5- آلماني ………….ايش ليبه ديش!………………!Isch liebe dich

6- آلباني ……………………..ته دوه!……………………....!Te dua

7- ترکي …………….سني سويوروم!……………..!Seni seviyurom


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
...
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 26 بهمن1390  
 

یادمان باشد ...


زندگی چون گل سرخ است

پر از عطر... پر از خار... پر از برگِ لطیف...


یادمان باشد اگر گل چیدیم

عطر و برگ و گل و خار، همه همسایه ی دیوار به دیوارِ همند...!َ


 
 
 




 
 
داستـانِ یـک دکـتـر ...
 

  نوشته شده توسط دختر بابامدر تاریخ چهارشنبه 26 بهمن1390  
 



این داستانِ یک دکتر است. دکترِ داستانِ ما در حال حاضر در استرالیا زندگی می کند. زندگی بسیار مرفه ای دارد، زندگی که هیچیک از همکلاسی هایش حتی خواب آن را هم نمی دیدند !

همه ی ما می خواهیم در زندگی به بالاترین چیزها دست یابیم. در هر کلاس می خواهیم شاگرد اول باشیم، گرانترین لباس های بازار را بخریم، کفشهایمان جزء کفش های تک باشد، بلندترین و گرانترین اتومبیل شهر را می خواهیم، می خواهیم با زیباترین و خوشگلترین دختر شهر ازدواج کنیم، دوست داریم بچه هایمان از زیباترین و بهترین بچه های مدرسه خود باشند. می خواهیم بهترین پست ها را داشته باشیم، دلمان می خواهد اگر کاری را شروع کردیم، یک شبه به اوج برسیم و همه ما را به عنوان الگوی "موفقیت" بشناسند.

اما دکترِ داستانِ ما روحیه اش با این قیاس ها سازگار نبود و در این راستا در کل انسانِ کاملاً "متفاوتی" بود.

او می خواست یک زندگی
"معمولی" داشته باشد و جالب اینکه در هیچ امتحانی قصد نداشت رتبه ی اول را کسب کند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


هنگامی که همکلاسی هایش تمام شب مشغول حفظ کتاب و جزوه بودند، یا در حال جا کردن خود در دل اساتید برای گرفتن نمره ای بالاتر، او تنها 2 یا 3 ساعت مطالعه می کرد و سپس بدون هیچ استرسی به خواب عمیقی فرو می رفت و عقیده داشت که نمی تواند برای چند نمره اضافی خواب خود را "فدا" کند.

همکلاسی هایش
"ساده زیستی و معمولی" بودن او را مورد تمسخر می گرفتند و او را "احمق" می نامیدند، اما دکتر راضی و خوشحال بود. با نمره ای متوسط MBBS (پزشکی عمومی در کشورهای هند و پاکستان) خود را گرفت.


  ادامه ی مطلب ...
 
 




 
 
مطالب پیشین
 

     
 
 



 
 

Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by girliran20
Design By : wWw.Theme-Designer.Com